خواب

خواب...کلمه‌ای یک بخشی و دارای ۴ حرف اما سه حرف بدون خوا استثنا@-@

همان کاری که همگان‌دوست دارند انجامش بدن و من دوستشششششش دارم‌ولی انجام نمیدم@-@

از بس تو وب خودم راجب خواب نوشتم زده شدم.‌.میام اینجا هم مینویسم و با این نعمت زیبا آشناتون میکنم..

خواب یه چیز خیلی عجیبه@-@

یعنی تو دراز میکشی...

چشماتو میبندی...

بعد چند ساعت بعد بلند میشی و میگی:

من موقتا مُرده بودم ولی الان برگشتم🗿✨️

اصلا خودِ قضیه خیلی مشکوکه:/در عین حال باحالم‌هست:/

خیلی باحاله...چشماتو میبندی بیدار میشی..میبینی ۶ ساعت گذشته🗿سفر در زمانن

بعد جالب‌ترش اینه که اگر نخوابی...

رسما به فنا میری@-@

یعنی غذا نخوری یه مدت میشه تحمل کرد...

آب نخوری اونم باز میشه...

ولی خواب؟

خوابو ازت بگیرن...

بعد سه روز با دیوار اتاقت رابطه‌ی عاطفی و جنسی  برقرار میکنی احتمالا:/

خوابب

یه نیاز خفن و بی‌رحمه...

یعنی هرچقدر هم بگی:

نه من گودرتمندم...

نه من نمی‌خوابم...

نه من با قهوه جلو میرم...

بدنت از اونور:

دلقگ فاز گیگاچد نگیر برام:٪چرندیات تحویل من نده:/

بکپ؛/  یکم دیگه بیدار بمونی خودتو با قرصی گه مجید معرفی گرده بود که یادم‌نمیاد چیه اسمش اشتباه میگیری:/

ببین...تو حتی نمی‌تونی خودتو کنترل کنی...

اقا اوکی... تا یه زمانی کنترل دست توئه...آزادی مطلق نداری...

 توی روز تو همه کار میکنی براساس ذهنت خودت....

اما زمانش که برسه..

تو حتی نمی‌تونی...

پلک‌هات رو کنترل کنی...

مغزت‌رو نمی‌تونی کنترل کنی..

تو تحت کنترل بدن خودتی...

آزادی مطلق نداریم.. اگه دنیای بیرونی آزادی مطلق داشته باشه...دنیای درونی اینطور نیست...

عزیزم.‌‌.آزادی مطلق فقط با مرگه....

که اونم مشخص نیست...

هر چیزی میخوای باش‌‌..‌.خواب تو رو به زانو درمیاره‌‌‌...

بعد اصلا چرا خواب اینقدر عزیزه؟

چون تو تنها زمانی که واقعا از این همه شلوغی جدا میشی همینه...

نه آدم...

نه حرف...

فقط تویی و خاموشی...

البته اگر مغزت همکاری کنه@-@

که معمولا نمیکنه:/

چون درست همون لحظه‌ای که سرتو میذاری رو بالش...

مغزت اینجوریه که𓁹‿𓁹:

راستی...

یادته چند سال پیش با کله رفتم توی در مغازه؟.

و اینجوری تو دیگه نمیخوابی:/

خواب از یه نظر خیلی ترسناکه هم:/

یعنی تو هر شب به جهان هستی اعتماد میکنی...

چشماتو میبندی...

و میگی:

بسیار خب...

من دیگه فعلا هیچ کنترلی ندارم...

هرچه باداباد@-@

صبح که بیدار میشی میگی...پشمام زندم....

من که یه مدت اینجوری بودن تو رو نمیدونم...

و رویاها...

عه رویاها@-@

نه منطق دارن...

نه ترتیب...

نه ادب...

یه لحظه تو خونه‌ای...یه لحظه مدرسه‌ای...

آقا اینجوریه که...

تو ۳۰۰۰۰ سالته...

وسط یه مدرسه‌ دبستانی امتحان فیزیک‌داری..معلمتم یه فلافله:/

 توی خواب هم هیچ سوالی برات پیش نمیاد:/

البته من برام سوال پیش اومده🗿

حتی چند بار تو خواب گفتم این خوابههه@-@

ولی با همه‌ی این چیزا..

خواب یه لطف عظیمه@-@

یه توقفه...

ذهنت یه کم آروم بگیره....

و روحت‌هم‌همینطور...

بعضی وقتا هم خواب فقط خواب نیست...

فراره...

یعنی طرف خسته‌ست...

 از کار...

از زندگی...

از فکر...

از خودش...

بعد میگه:

بذار فقط بخوابم...

چون تنها جاییه که لازم نیست چیزی رو حل کنم....میتونم به چیزی فکر نکنم...میتونم بمیرم..

و اینجاش دیگه خنده‌دار نیست حتی...

یه جور پناه گرفتنه...

شاید برای همین خواب اینقدر مقدسه...

چون هر شب...

باعث میشه زندگی قابل احمل تر بشه...

خلاصه...

خواب فقط بستن چشم نیست@-@

یه جور اعتماد کردن به جهانه......

جهانی که بعضی وقتا خیلی بیرحم میشه پدر‌صگ...

برو بخواب:/

آره خود تو:/

با توام که داری میخندی و میگی هنوز زوده🗿

گمشو زیر پتو...

خلاصه نا درودی دیگر بدرود...شو خوش همگی

به پایان آمد این پست..‌

ابن وب همچنان باقیست..‌